راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

ماجراهای پرنسس کوچولو

1390/10/3 15:32
نویسنده : مامان ساناز
267 بازدید
اشتراک گذاری

 

 زیبا

امروز بعد از تفریباً 1 هفته ای به وبلاگ رامیلا یک سری زدم راستش و بخواین خیلی خیلی سرم شلوغه از یک طرف رامیلا با ماجرای سوختگی و درمانش و  سرماخوردگی هاشو ماجراهایی که داره و از طرف دیگه خودم با کار و درس و کار خونه و .... که خودتون بهتر از من میدونید و زکام شدن خودم و دکتر رفتن و اووووووووووووووو سرتون درد نیارم، بعضی وقتها واقعاً سر در گم میشم که باید به کدوم کارم برسم و خیلی خیلی خسته شدم احساس میکنم دیگه نمیکشم و توانایی ندارم دلیل اصلیش هم اینکه مریضیم خیلی اذیتم میکنه و فرصت استراحتم هم کم است به خاطر این همچی خیلی خیلی سخت و طاقت فرسا شده، هر چند این وسط همسر مهربانم هم خیلی کمکم می کنه ولی باز هم وقت کم میارم، حالا از اینها بگذریم رامیلا سوختگی صورتش خیلی خوب شده ولی با این حال هنوز بر طرف نشده چون زمان میبره و ما هم که طاقتمون خیلی کم، یک کار جالبی که امروز صبح خانم خانومای من انجام داد این بود که من که صبح زود بیدار شدم از خواب که وسایل مورد نیاز رامیلا رو جمع کنم و وسایل خودم هم آماده کنم این وسط همسرم هم بیدار کردم چند دقیقه بعد دیدم یه صدای توپ توپ میاد نگاه میکنم مبینم رامیلای قشنگم از خواب بیدار شده بدو بدو اومده دنبالمون با لب خندون بهش میگم رامیلا مامان چرا الان بیدار شدی میخنده میره سراغ باباش، من هم چون داشتم آماده میشدم به همسرم گفتم لباساشو تنش کن که بریم سوار ماشین بشیم و راه بیافتیم تو این فاصله من هم یه صبحانه ای آماده کردم و لقمه گرفتم که با خودمون ببریم وقتی رفتم آماده شدم، می بینم صدای رامیلا خانوم در اومده و داره گریه میکنه ازش میپرسم رامیلا چته مامان، اشاره میکنه به جلوی آینه به شیشه عطر، چون این پرنسس کوچولو دیده من عطر زدم و برای خانم خانوما عطر نزدم گریه کرده، از اونور این فرشته کوچولو لقمه صبحانه ما رو دیده بهونه که من هم میخوام تا خونه آنااینا که بریم و بزاریمش لقمه صبحانه خودم رو کوچولو کوچولو کردم گذاشتم تو دهنش که حسابی هم کیف کرد و لذت برد .ziba

حالا شما بگین اول صبح شنبه این همه اتفاق و ماجرا داشته باشید خداییش تا آخر هفته چه خبره ، یه جورایی همیشه هم شنیده بودم و هم بهم میگفتن دختر هووی مادر، واقعاً قدیم ها راست میگفتن از دست این فرشته کوچولو من نمیتونم کاری انجام بدم همه چی باید زیر نظر این خانم خانومها باشه یعنی هر کاری میکنم باید قشنگم هم انجام بده . ziba

این از این ماجرا .............................  ziba

 

و اما مسابقه، ما در این مسابقه نی نی وبلاگ شرکت کردیم و تا حدی هم تبلیغات انجام دادیم که اگر برنده شدیم از تمام دوستان گلم واقعاً کمال تشکر رو دارم که این همه به ما لطف داشتن و به ما رأی دادن و اگر هم برنده نشدیم قسمت نبوده ولی باز هم از دوستان گلم متشکرم . zibazibaziba

این وسط یک سری از دوستان به ما لطف داشتن و به ما مرتب سر زدن و نظراتی هم برامون گذاشتن و یک سری هم برای کدخودشون رو برای تبلیغات گذاشتن که ما به آنها رأی بدیم آخه عزیزانم بد شانسی یا متأسفانه ما فقط می تونیم به 3 نفر رأی بدیم به خاطر این موضوع من هم اسم تمام دوستان رامیلا رو نوشتم و گذاشتم توی یک ظرف که قرعه کشی کنیم و خود رامیلا هم هر کدوم که دوست داره بر داره و حق و ناحق نشه و تا اونحایی که تونستیم همکاری کردیم انشاء ا... تو این مسابقه هر کدوم که حقش هست برنده بشه، ما هم خیلی خیلی خوشحال میشیم .

zibazibazibazibazibazibazibazibazibazibazibazibazibazibaziba

یک خبر مهم تر از همه کد رامیلا فراموش نشه .

134

 

ziba

پسندها (1)

نظرات (12)

مامان رومینا
3 دی 90 15:28
رای گیری نی نی وبلاگ شروع شده.به وبلاگ رومینا کوچولو سر بزنید و بهش رای بدید
ممنون


OK
مامان رومینا
3 دی 90 15:36
ما کد شما رو تو وبلاگمون گذاشتیم ما رو با کد 149 فراموش نکنید


OK
بهار(مامانی شهراد)
3 دی 90 15:58
سلام عزیزم آپ کردم منتظرتم
نگین مامان رادین
3 دی 90 23:57
سلام مامانی مهربون خسته نباشی،ایشاالله مریضی خودتون زود خوب میشه از روی ماه رامیلا جونم ببوسید.


سلام عزیزم مرسی لطف دارید .
مامان رهام
4 دی 90 12:02
راميلا جونم و ساناز عزيزم سلام اميدوارم راميلا جون كاملاً خوب شده باشه.بهتون راي دادم


مرسی عزیزم لطف کردید .
مامان رانيا
4 دی 90 19:36
مامان سپنتا
4 دی 90 20:25
تولد نی نی وبلاگیتون قشنگه امیدوارم برنده باشین

ممنون لطف دارید انشاا... .

مامان آرمان
4 دی 90 22:13
ایدتون جالب هست.موفق باشید

ممنون انشاا...

مامان آرنیکا
5 دی 90 10:44
سلام مامان رامیلا جون ما ایده هامون شبیه همه
پس بیا به همدیگه رأ ی بدیم کد ما 190 هست
ما هم 134 رو فراموش نمی کنیم


سلام عزیزم، چشم .
مامان پریسا
5 دی 90 12:01
از اونجایی که مامان زرنگی هستی حتما به تمام کارها میرسی گلم. راستی چرا قرعه کشی خوب عزیزم شما با همراه دوست و آشنا هم میتونی رای بفرستی من برای شما تا حالا دو بار رای دادم.
راستی اپم.


سلام عزیزم لطف دارید قرعه کشی بابت اینکه اولویت اولین تا آخرین نفر مشخص بشه .
مامان مهراد
5 دی 90 13:11
ایشالله که رامیلا جون برنده بشه


مرسی عزیزم .
مامان علی مرتضی
5 دی 90 14:45
سلام خوشحالم از آشنایتون حتما بهتون رای میدم بارها به وبتون سر زده بودم اما نمیدونستم اهوازی هستید منم شوش ام انشالله رامیلا جون زود زود خوب بشن کد ما که یادتون هست 168


مرسی از لطف شما، به روی چشم .